☼ ☼ ☼ ساز بزن ☼ ☼ ☼ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل


پير فرتوت بزن ساز بزن

آنچه مي بينم با ناز بزن


بزن پير فرتوت از اين خرابه مي گذرم

مشتی بر خاک مي زنم و ذره هايش مي نگرم



چه دلها که در دلش خاک خورده است

چه فرياد ها که درونش مرده است

چقدر بوی اين خاک برايم آشناست

چه قدر فرياد مردگانش بی صداست


بزن پير فرتوت من اين خاک را مي شناسم

بزن, هر چند تکّه تکّه از هوش و حواسم


به خاطر می آورم من نمک گير اين خاکم

چرا نفهميدم فرياد گوشه گير يک تاکم


بزن پير فرتوت دلم می لرزد

بزن که سايه ام چون علم مي لرزد


بزن به گردم سايه ها مي رقصند

برای تداعی خاطراتم همه مي ترسند


اين خاک از زر بود به ياد می آورم

حال سرخ است چو مس به باد مي نگرم


خاک طلا خاک سرخ شد چو مس

نزن ساز که بي هوشم دگر ندارم حس


ذره ذره ی خاک با تنم پيوند مي خورد

تيغ فاجعه تکه تکه روحم مي برد


اسم اين خاک را به تنم گره مي زنم

از همه ی فرياد های خموش ساز مي زنم


حال بزن پير فرتوت که مي فهمم
بزن که فرياد است دست کم سهمم


من سرشکی از تن زخمی اين سرزمينم

خاک بر سرم که دور از اين نازنينم


چقدر برای اين خاک سوگند ياد کردم

چقدر نسخ کشيدم و فرياد کردم


چگونه گمش کردم در دل بی يارم

که شد حال همه رشک آزارم


به حق هر کسی که حق آب و گل دارد

به حق آن کسی که مي بيند و هنوز دل دارد


تو بگو يزدان پاک چه کنم که بی ثمرم ؟

آتشم و حال آتشی در به درم !


تويی که از سر اين شعر با من همسفری

اين خاک ايران است به ياد می آوری؟


ايران است ايران است ايران

اگر برايت مانده قدری ايمان


چقدر ناله ی خموش؟ چه قدر مطرب بی ساز؟

چقدر چشمه ی بی جوش؟ چه قدر حسرت آغاز؟


هنوز مرده ام کسی دستم نمي گيرد؟

کسی به درد دل اين خاک نمي ميرد؟


کسی فرياد مردگان زنده را نمي شنود

کسی قرن ها را به هم ربط نمي دهد


من و تو زاده ی اين خاک بوده ايم!

از نژاد پارسی و بيباک بوده ايم!


چرا کسی نمی فهمد چه مي کشم؟

چرا نمي فهمند تلخآبه مي چشم؟


چرا آن چه را که من ديدم نميابند ؟

چرا نمي فهمند چشم انتظارشان نمی آيد؟


آنچه مي کشی از خودت رسيده است!

چه کسی از نوک بينی اش جلو تر ديده است؟


چرا همه هويت را انکا ر می کنيد؟

چرا چشم دل را تار مي کنيد؟


به علی کسی نمي خواهد دلتان را بربايد!

فقط بيانديشيد به ! آنچه که بايد


چرا سکوت گوشه نشين مرده پرست داريم؟

چرا دلی چون کوير پست داريم؟


چه کسی جواب چرا های مرا مي دهد؟

چه کسی مرا از بند بيگانه مي رهد؟


به علی هيچ کس جز خودم نمی دهد جواب!

چه قدر بايد نگاه کنم از دور به سراب؟


ذره ذره ی اين خاک به يادم می آرد

کوشش هر کسی که بر سرم حق دارد


برای تو گفتم ای رعد پر خروش خموش!

که همبستر سنگی و با خاک هم آغوش


بزن پير فرتوت که خود را بگريانند

بزن تا بفهمند هميشه در عصيانند


هنوز به دنبال معجزه مي گرديم

هنوز نعره زنيم و مرده ی درديم


معجزه ی رسولانی که آمده اند تويی!

چرا فقط به فکر اتفاق از نو يی؟!


معجزه منم معجزه تويی ما رسولان اين سرزمينيم

من و تو اييم که ميوه اش را عاقبت مي چينيم


نميدانم چقدر از سرگذشت خاکت مشوشی

فقط گفتم بدانی که تو هم چون من آتشی!


☼ ☼ چیستا ☼ ☼

( فائزه الماسی)

شهریور86

نظر ها
افزودن جدید جستجو
چه خبر؟
محمد (217.219.1.xxx) 2009-05-09 12:54:44

درود بانو الماسی

بسیار مشتاق و سپاسگزارم از
حضور شما و شعر بسیار دلنوازتان

بدرود...

shadi rooz afzoon
khatere (212.50.239.xxx) 2009-05-09 17:37:47

salam azizam omidvaram bad az inke mashghalat kam shod ye safai be in site bedi
سلام گلم
مولود (78.39.192.xxx) 2009-05-11 14:22:53

عالی بود. قبلا واسم خونده بودیش، ولی الان که
خودم خوندم خیلی بیشتر لذت بردم
answer this topic
Combs22Deirdre (91.201.66.xxx) 2010-07-30 10:27:47

Don't you understand that this is the best time to receive the credit loans,
which can realize your dreams.
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."